جمعه, تير 12, 1388 01:00:00 ق.ظ

من خدمت امام در پاريس رفتم و چند روزي پاريس بودم و بعد از مراجعت به ايران به این منزل آمدم و منتقل شديم كه انقلاب شد. در همين جا بودم كه ترور شدم. خدا بيامرزد امام را، واقعاً به ما محبت و لطف داشت.ترور من چند عامل پيدا كرد، يكي اينكه من را به عنوان رئيس كميته سه معرفي كردند. در تهران چهارده كميته گذاشته بودند كه من را به عنوان رئيس كميته سه معرفي كرده بودند خدا مي‌داند كه روحم نيز خبردار نبود و هيچ اطلاعي نداشتم كه بعداً به آقاي مهدوي گفتم من اهل اين كار نيستم. به هر حال روزی آمدم به مسجد، يك جواني در مسجد بود- آن وقت روزنامه آیندگان منتشر مي‌شد-او گفت: آقا در روزنامه آيندگان نوشته‌اند كه شما رئيس كميته سه هستيد. گفتم : ببينم؟ نشانم داد. خنده‌ام گرفت! آخر از من اين كار نمي‌آمد! يك آدمي مي‌خواهد كه بتواند. تلفن كردم به آقاي مهدوي. گفتم: من نمي‌توانم و از عهده‌ آن بر نمي‌آييم گفت: آقا در منطقة يوسف آباد شخصيتي مثل شما نيست. گفتم: من نمي‌توانم! من نمي‌گويم كه شما بي‌محبتي كرده‌ايد، اما از عهدۀ من ساقط است. گفت: در منطقه يوسف آباد چه كسي به نظر شما خوب است؟ گفتم: دو نفر به نظرم هستند؛ يكي آقا سيد محمد رضا علوي كه خدا رحمتشان كند، پيش نماز مسجد حضرت امير بودند. يكي هم آقاي سيد علي گلپايگاني را به من بدهيد. شماره آقاي گلپايگاني را به او دادم . تلفن كرد به ايشان و ايشان را راضي كرد. ولي اسم من در روزنامه بود و اين فايده‌اي نداشت. علي أي حال ترورش را ما تقبل كرديم! حتي يك سوالي از آقاي مهدوي بعد از ترور شده است به اين مضمون كه مشهور شده است كه فلاني ـ آيت الله سيد رضي شيرازي ـ رياست كميته سه يوسف آباد، ونك را پذيرفته‌اند، اين مقرون به صحت است؟ ايشان جواب داده است كه ايشان به علت اشتغالات فراواني كه داشتند هيچ سمتي را نپذيرفتند. من به آقاي مطهري گفتم: من مرد اين ميدان نيستم و حالا هم نوشته‌اند، در حالي كه بايد در روزنامه بنويسند كه من نيستم و قبول نكرده‌ام.ایشان گفت: كه شما اين كار را نكنيد، ممكن است امام خوشش نيايد. گفتم اگر امام خوشش نمي‌آيد اين كار را نمي‌كنم. همينطور اين سمت به اسم ما بود تا اينكه ما را ترور كردند. عامل دومي كه مرا ترور كردند اين بود كه من به دستور امام كانديد خبرگان اول شدم. البته اين را هم من بعد فهميدم! روزي يك دكتري كه الان هم هست به من تلفن كردو تبريك گفت، گفتم: براي چه به من تبريك مي‌گويي؟ گفت : شما كانديداي خبرگان هستيد. گفتم: من؟ گفت: بله. گفتم: كجا ديدي؟ گفت: در اطلاعات يا كيهان ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍]يكي از اينها بود.] يك كسي اينجا كار مي‌كرد گفتم برو يك اطلاعات بگير بياور. ديدم در صفحه اول، اعلاميه روحانيت مبارز است. پنج نفر را كانديد كرده‌اند؛ آقاي بهشتي، آقاي سيد عبدالكريم اردبيلي و آقاي گل زادة غفوري و آقاي مفتح و سيد رضي شيرازي! تعجب كردم و واقعاً اطلاع نداشتم چون كسي با من صحبت نكرده بود! بعداً من به يكي از اين آقايان گفتم كه چرا به من نگفتيد؟ گفتند: كه براي چه به تو بگوييم؟ ما مي‌خواستيم تو انتخاب بشوي پس دليلي نداشت كه به تو بگوييم! يكي از عوامل ترور من همين بود و قبل از اينكه اصلاً مجلسي پيش بيايد مرا ترور كردند. عامل سوم هم رفتن به پاريس بود. سه عامل بود كه گروه فرقان مرا ترور كردند و لذا در بالاي اعلاميه‌شان نوشته بودا قتلوا ائمه الفكر انهم لا ايمان لهم: اعدام انقلابي سيد رضي شيرازي؛ به شش دليل ما را محكوم به اعدام كردند: اول مفسد في الارض دوم ساواك خميني و سوم تقويت روحانيت اشرافي و .....