جمعه, تير 12, 1388 01:00:00 ق.ظ

 

شيخ الرئيس در نمت آخر اشارات اسرار الآيات در آنجا براي امكان ارتباط انسان با عالم غيب استدلال به خوابهاي راست مي‌كند. حالا كيفيت استدلال اين است، البته او نمي‌گويد ولي بايد كيفيت استدلال اين باشد كه عرض مي‌كنم. من كه در رختخواب خوابيده‌ام و مقيّد به اين زمان و اين مكان هستم،‌ چگونه مي‌شود كه من از يك حقيقتي كه در آينده واقع مي‌شود به چه صورت من ارتباط پيدا مي‌كنم واطلاع پيدا مي‌كنم؟ توجيهش چيست؟
 يك مثال بزنم برايتان چند تا خواب زنده را. مرحوم حاج ميرزا علي محدث زادة قمي پسر حاج شيخ عباس قمي صاحب مفاتيح در همين مسجد شفا سر منبر گفت كه من بعد از فوت پدرم هر شب كه مي‌آمدم در صحن اميرالمؤمنين يك كوزه آب براي پدرم سبيل مي‌كردم. يك فلس مي‌دادم يك كوزه آب سبيل مي‌كردم. معمول بود آن وقتها، حالا ديگر ظاهراً نيست. آن موقع كه كم آبي در نجف بود، يخ و مانند آن كم بود. اين كوزه‌ها را پر آب مي‌كردند و در جاي خنك مي‌گذاشتند و در چاههاي خانه‌ها آويزان مي‌كردند وخنك مي‌شد و مي‌آوردند در صحن مي‌فروختند و افراد تشنه عبور مي‌كردند و از اين آب مي‌خوردند و اينهايي كه كوزه‌ها دستشان بود دو تا جام هم بود و به آنها آب مي‌داد. من هر شب يكي از اين كوزه‌ها را براي پدرم خيرات مي‌كردم. يك شب يادم رفت، در نيمه شب پدرم را خواب ديدم به من گفت: علي ! تشنه‌ام است. بلند شدم يك ليوان آب برايش آوردم. گفت: نه، سبيل! از خواب بيدار شدم كه من امشب يادم رفته كه برايش سبيل كنم.
همين آقاي علامه مداح مي‌گفت كه يك روز صبح زود ديدم حاج ميرزا علي محدث زاده در خانة ما را مي‌زند. آمدم بيرون، گفتم: سلام آقا بفرماييد. گفت: نه، نمي‌آيم داخل؛ با شما كار دارم. شما در كتابخانه‌ات تتمه المنتهي داريد؟ حاج شيخ عباس يك منتهي الآمال نوشته است و يك تتمه المنتهي. گفتم: نه ندارم. گفت: بگير اين را، يك جلد تتمه المنتهي به من داد. گفتم : اين چيست؟ گفت: ديشب پدرم را خواب ديدم، به من گفت: علي! در كتابخانة من دو تا تتمه المنتهي است، يكي را ببر و بده به علامه.
از اين خوابها الي ما شاء الله كه خوابهاي راست كه مطابق با واقع است ديده شده است و ديده مي‌شود. توجيه و تبيين خوابهاي راست را علم نمي‌تواند بكند، اصلاً ! علم روز روان شناسي، روان كاوي، نمي‌تواند اين خوابها را توجيه كند. تنها حرفي كه مي‌زنند مي‌گويند دروغ است. خواب راست را نمي‌تواند توجيه كند، فقط فلسفه مي‌تواند خواب راست را توجيه كند. شما ببينيد در قرآن چند تا خواب است، در سورة يوسف : «اني رأيت أحد عشر كوكباً والشمس والقمر رأيتهم لي ساجدين»، يكي هم خواب عزيز مصر، يكي هم خواب آن جواني كه در زندان با يوسف بود. خواب راست را علم روز نمي‌تواند بيان كند.

شيخ در اسرار الآيات مي‌گويد به اينكه دليل امكان ارتباط انسان با عالم غيب خواب راست است. رؤياي صادقه و خواب راست دليل بر اين است كه مي‌تواند كسي پيغمبر باشد، يعني با عالم غيب ارتباط داشته باشد، مي‌تواند وحي بگيرد، مي‌تواند ارتباط با عقل فعال داشته باشد، مي‌تواند ارتباط با لوح محفوظ و هر چه كه مي‌خواهيد تعبير كنيد. يعني مي‌تواند ارتباط با كانون معلومات داشته باشد. سيد قطب در تفسير فيض القرآن بعيد العهد هستم ولي يك چنين مضموني را مي‌گويند، مي‌گويد من در آمريكا بودم خواب ديدم كه برادرم چشم راستش خونريزي كرده است. حالا ببينيد، اين در آمريكا و برادرش هم در مصر و قاهره، خواب مي‌بينيد كه چشم راستش خونريزي كرده است. بعد هم استعلام مي‌كند عين واقعيت همين بوده است. اين بدن كه آنجا نرفته است! هواپيما كه اين را نبرده است آنجا! موشك كه نبرده است! اين چه مي‌شود كه سيد قطب در آنجا چنين خوابي را مي‌بيند؟ از كجا اين ارتباط برقرار مي‌شود؟ پس معلوم مي‌شود يك كانون علمي هست كه آن كانون علم منشأ اين مي‌شود كه به انسان افاضه كند و نفس انسان مي‌گويد ... ميگوييد مناسباتي، حالا آن مناسبات را ما نمي‌دانيم! ارتباط پيدا مي‌كند با آن كانون. خدا خداست، عقل فعال عقل فعال است، لوح محفوظ لوح محفوظ است، يك جايي است كه مربوط به اين عالم ماده نيست، يك چيزي است كه از گذشته و حال و آينده اطلاع دارد و تمام حوادث را مي‌داند چه شده است و چه مي‌شود و چه خواهد شد. اين نفس انسان ارتباط با آنجا پيدا مي‌كند. اين نفس ارتباط پيدا مي‌كند نه بدن! بدن كه در جاي خودش مانده است! پس يك چيزي هم در انسان هست غير از بدن كه ارتباط پيدا مي‌كند. بدن كه بالا نمي‌رود! سر جايش در رختخواب خوابيده و خُرُّ و پف مي‌كند. از اين حرفها هم تجرد نفس استفاده مي‌شود و هم عالم غيب اثبات مي‌شود و هم مسألة نبوت حل مي‌شود، هم مسألة معاد حل مي‌شود و هم برزخ. خيلي چيزها از اينجا حل مي‌شود.