جمعه, تير 12, 1388 01:00:00 ق.ظ

 

حكمت نظري را به سه علم تقسيم كرده‌اند. گفته‌اند حكمت نظري يا حكمت الهي است كه به آن فلسفة اولي يا علم كلي يا فلسفة عليا نيز مي‌گويند.
قسم دوم حكمت نظري، علوم رياضي است كه فلسفة وسطي هم به آن مي‌گويند. مي‌دانيد چرا علوم رياضي را رياضيات مي‌گويند؟ رياضت، يعني تمرين كردن. عربها ورزش را رياضه مي‌گويند، مرتاضها را مرتاض مي‌نامند چون خودشان را به زحمت مي‌اندازند و تأديب مي‌كنند. علوم رياضي را كه به آن رياضي گفته مي‌شود براي اينكه تمرين مي‌دهد و انسان را تأديب مي‌كند.
علوم رياضي واسطة بين فلسفة عُليا و فلسفة‌ سُفلي (علوم طبيعيه)‌است. قسم سوم حكمت نظري، علوم طبيعي است كه مربوط به محسوسات مي‌باشد. ما همه در محسوسات با هم اشتراك داريم. اگر بخواهند ما را از اين محسوسات جدا كنند، ابتدا به رياضيات مي‌برند،‌ چون رياضيات چندان با حس سر و كاري ندارد و سپس از آنجا به فلسفة عُليا مي‌برند. شيخ الرئيس بو علي سينا، كتابهايش را از طبيعيات شروع كرده،‌ چون بشر با طبيعيات و محسوسات سر و كار دارد، لذا اول بايستي مسائل حسي را به او فهماند، بعد مسائل رياضي را به او فهماند سپس بايد دستش را گرفت و به طرف عقول و مجردات برد.
علوم رياضي نفس را تأديب مي‌كند و تمرين مي‌دهد كه فلسفة تعليمه به آن گفته مي‌شود. پس در حكمت نظري موضوع بحث موجوداتي است كه در اختيار ما نيست.


نكته :
رياضي چهار علم است : كم متصل، كم منفصل، ساكن و متحرك و به عبارت ديگر رياضي شامل حساب، هيئت، موسيقي و هندسه است. فلاسفه موسيقي را جزء رياضيات مي‌دانند،‌ چون موسيقي در اطراف كميات متصله صحبت مي‌كند، چون موسيقي صدا، امتداد و اتصال دارد
موضوع علم موسيقي كم متصل با الفت و ارتباط است. كم متصل بدون الفت و ارتباط، موضوع علم هندسه است. كم منفصل موضوع علم حساب است و كم متصل متحرك هم موضوع علم هيئت است.

كم يعني مقدار، مقدار دو قسم است: مقدار متصل و مقدار منفصل؛ مثلاً عدد كم منفصل است و جسم كم متصل مي‌باشد. كم وقتي متصل است كه حد مشتركي بين اجزاء‌ وجود داشته باشد يا قابل تصور باشد. اگر حد مشترك نبود و قابل تصور نيز نباشد، منفصل است.