جمعه, تير 12, 1388 01:00:00 ق.ظ

 

آن چه كه در عالم امكاني هست، در تحليل عقلي به دو بخش تقسيم و تحليل مي‌شود: يكي وجود و يكي ماهيت. ماهيت، اندام وجود است، مثل اينكه فرض كنيد شما مي‌‌بينيد انسان يك اندامي دارد، وجود هم يك اندامي دارد، هر جا وجود يك اندامي دارد. مثلا در انسان وجود يك اندامي دارد،.‌در بقر يك اندامي دارد، ‌در تمام موجودات عالم اينها اندامي دارند. اين اندام وجود ،اسمش ماهيت است.
اين مفهوم از مرتبة وجود انتزاع مي‌شود ؛ خود وجود في حدّ ذاته ماهيتي ندارد، چون تمام موجودات غير وجود حق در عالم محدود است ،و همین مراتب وجود ماهيات هستند. اين فرشي كه اينجا هست یا انساني كه اينجا هست، حد دارد؛ هر وجودي در خارج حد دارد. حد اين وجود ماهيت نام دارد. بر خلاف حضرت حق که حد ندارد، وجودش نامحدود است ، فوق ما لا يتناهي است، بما لا يتناهی عدة وشدة ومدة.
عدةً يعني عدد فعلياتش، شدةً يعني شدت وجودش، مدةً يعني زمان، غير متناهي است. پس سه تا غير متناهي داريم، يكي عدي و يكي مدي و يكي هم شدي.حضرت حق تمام اين سه قسم غير متناهي را دارد، خدا غير متناهي شدّي است يعني شدت وجودش پايان ندارد. غير متناهي مدي است، يعني وجودش مدت ندارد یعنی اول و اخرندارد. غير متناهي عدي است، يعني عدد فعلياتش غير متناهي است، صد تا فعليت يا ده تا و بيست تا نيست.

پس حضرت حق غير متناهي شدّي و مُدّي و عدّي است، يعني وجودش اينطوري است. ممكن است يك چيزي غير متناهي مدي باشد يعني زمانش غير متناهي باشد اما غير متناهي شدي نباشد، غير متناهي عدي نباشد، زمانش غير متناهي است، آن ممكن است و مانعي ندارد. اما در حضرت حق اين سه غير متناهي جمع است، و همه ی اینها برابر است با شدت وجود.